ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى
77
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )
احمد « 1 » شتافته بيعت كردند و هركس از نتيجهء يعقوب و خلف بن احمد و طاهر در هرجا در جبال و گرمسيرات سيستان بود در سيستان مجتمع گشته بپادشاهى ملك شمس الدين على متفق اللفظ و المعنى گرديدند . نشستن ملك شمس الدين على بن مسعود در سال ششصد و سى به حكومت در چهاردهم شهر ذيقعدهء سال مذكور « 2 » ملك شمس الملة و الدين عليا به آئين سرورى و رسوم بزرگى پا به مسند پدران نهاده ، لواى معدلت برافراشته با اقوام و صلهء رحم نيكوئى كرد و دولت او دست احسان گشوده ، سپاهيان و محتاجان را بنواخت . و وظايف داد . خرابيهاى سيستان كه در اوايل حال مقل شده بود به آبادانى مبدلنموده ، از سيستان به اوق رفته ، تمامى حصون و قلاع را متصرف شد و به نيه رفته آن سرحد را مستحكم نمود تا كنار آب سند را متصرف شده فراه و قلعهكاه مطيع و منقاد شدند . و برادر [ خود ] ابو الفتح بن مسعود را به جاى خود گذاشته نزد قاآن رفت و در حضور قاآن امضاى مطالب گرفته بازگشت . و در زمان غيبت ملك علاء الدين از درهگز « 3 » به حكم قاآن آمده شمارهء مال سيستان و فراه نموده رسم سرگله گذاشت و امير ترفى « 4 » و ملك مجد الدين كاليونى به فراه آمده قلعه اسپهبد را خراب كردند در غرهء محرم سنهء اربعين و ستمائه . و هم در اين سال « 5 » سيلاب به سيستان آمد چنانچه در حوالى خندق قلعهء سيستان يك نيزه آب بالا بود و حد مشرق از پاى كوه دزدان و حد مغرب تا بيابان سركندب كرمان « 6 » و شمالى تا پاى كوه فراه و جنوبى تا حدود مكران آب بود كه مطلقا فاصله نداشت و تمامى مزروعات را آب [ 35 ] برد و تا چهار
--> ( 1 ) - ملك شمس الدين بن مسعود خلف مهربانى ( تاريخ سيستان ص 396 ) . ( 2 ) - ماه رمضان سال ششصد و سى و سه ( تاريخ سيستان ص 397 ) . ( 3 ) - علاء الدين درهكز ( تاريخ سيستان ص 397 ) . ( 4 ) - امير ترمغى ( تاريخ سيستان ص 397 ) . ( 5 ) - يعنى در سال 640 در صورتى كه سيل سيستان در روز آدينهء نوزدهم ماه شوال سال 641 بوده است . ( تاريخ سيستان ص 379 ) . ( 6 ) - بيابان سركندهء كرمان ( تاريخ سيستان ص 397 ) .